خرید بک لینک
اول ژانویه 2020 هست و من باز مسقط...همش شده افسوس خوردن و فکر کردن.فکر چیزهای بیهوده و بی نتیجه. حرص از عملکرد اطرافیان و شاید خودمسختی این روزها گاهی امانم رو بریده اما همچنان امیدوارم که خدا هست.به

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:26

شب جمعه گاهی هم آرامش داره. گاهی هم آرزو داره. گاهی هم امید داره. گاهی هم خاصه

شب جمعه هنوز تو مسقط و هزار فکر و خیال.

حکمت رو بعدا می فهمم. اما الان دوست دارمیه وقتایی مال خودم باشه. مال خودم و خدام. نه هیچ چیز دنیوی دیگه.

میدونم دورم از این حرفا اما زدنش و نوشتنش هم برام آرامش بخشه... راز آرامش امشبم بعدا می فهمم.

اما خدا پیشمونه، همین نزدیکی...

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:26

صبح هایی که میشینم تنها تو دفتر و دعای عهد گوش می دم.

خلوتش رو دوست دارم. آرامشش رو دوست دارم.

داره میگذره. سخت و نفس گیر اما میگذره.

چقدر زندگی این دنیا ساده و چقدر پیچیدست. یه دور باطل هیجان انگیز...

پس شکر

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:11

از اون گاهی ها شده...

بعدش رو خیلی یادآوری کن...

اما الانه فقط می خواد که بشود...

آخدا سخته

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:11

یلدای امسال هم قاطی این همه ناراحتی اومده...

یلدای 91 که فردا صبحش اعزام بود رو یادم نمیاد.

یلدای 93 رو دوست ندارم و شاید دیگه خاطره ای از یلدا نداشته باشم...

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:11

صفحه بندی